تبليغاتX
نیم نگاه - سرنوشت غم انگیز یک کودک
برای ملاقات یکی از بستگانم به بیمارستان اکباتان همدان رفته بودم . روی یکی از تختها خانم جوانی بود که پسربچه ای هفت هشت ماهه با اون بود بازیگوشی و حرکات قشنگ بچه توجه ام رو جلب کرده بود چند نفری هم حسابی با اون مشغول بودند خدا انگار تمام هنرمندی خود رو در اون پسربچه خلاصه کرده بود .  با سوالی که پرسیدم متوجه شدم بیمار همین کودکیه که در آغوش مادرش همه رو با حرکات کودکانه اش به وجد آورده پرسیدم مشگلش چیه ؟ گفت گویا زمانی که ۴۰ روزه بوده شمعی روی پتوی داخل اتاق می افتد و سرایت آتش باعث سوختگی پاهای بچه میشه ، مدتی در بیمارستان بعثت همدان بستری بوده که بعلت عفونت به تهران اعزام میشود ، در کمال ناباوری بعلت عفونت شدید مجبور به قطع هردوپای نازنین کودک ۴۰ روزه از ناحیه مچ میشوند....  برای لحظه ای مغزم سوت کشید خدایا چه می شنیدم ،  باور نمیکردم !!  دوباره به پسربچه کوچولو نگاه کردم غرق در عالم خود بود ..دلم میخواست اون رو بغل کنم و به شانس بد و اتفاق تلخی که برایش افتاده گریه کنم....

طفلک نمیدانست چه بر سرش آمده  ، هنوز نمیتوانست تشخیص دهد نگاههای سنگین دیگران و دلسوزی های دیگران از چه جنسیست و چه معنی دارد

 

+ نوشته شده توسط پرویزایمانی در پنجشنبه 10 آبان1386 و ساعت 12:39 بعد از ظهر |